چهاردهمین ماهگرد شاهزاده ی زندگیم آرتین
سلام گل پسر زیبای خودم چهارده ماهگیت مبارک گل پسر مامان این روزها خیلی شیطون شدی و یه لحظه ساکت نمیشینی یه جا یا داری بلند بلند آواز میخونی یا اینکه مشغول بازی هستی اونم از نوع پر سر و صداش روزهامون با تو رنگ تکرار نمی گیرن و روزی هزار بار بخاطر وجود تو خدا رو سپاسگذار و شاکرم چند روزیه گیر دادی به دمپایی ها و نمیدونم چه جذابیتی واست دارن ... دیشب هم اینجوری با دمپایی مامان راه میرفتی کافیه یه لحظه تو خیابون یا پارک یا هر جایی بذاریمت پایین مثل فرفره میدویی وبایدبدوییم تا بگیریم دوست داشتنی ترین نعمت خدا خیلی دوستت دارم ...
روزت مبارک کودک زیبای من !
کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید پسر زیبای مامان روزت مبارک اینم پسر زیبای من یکساعت پیش در حال بازی راستی ۶ مین دندونت هم نیش زد و خدارو شکر اذیت نشدی قربون خنده ات برم ۶مین دندونت مشخص نیست این چند روزه حسابی هوای مامانو داری ... به زودی میام ... البته ایشالا دست پر و با کلی خبر خوب!!! پی نوشت : .: شاهزاده زیبای من " آرتین " تا این لحظه ، 1 سال و 1 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 2 دقیقه و 17 ثانیه سن دارد :....
میمند ۱۱ و ۱۲ مهر
سلام پسر زیبای مامان روز پنج شنبه عصر به همراه چندتا از دوستامون راهی میمند شدیم ... خیلی خوش گذشت و شب هم در غار شماره ۲ موندیم تجربه جالبی بود ولی شما یکم از گرمای هوا و محدود شدنت بخاطر منطقه کوهی کلافه شده بودی ولی در کل خوش گذشت اینم شما در حال بازی با سنگ در ادامه معرفی مختصری از میمند براتون میذارم... به یه بار دیدنش می ارزه موقعیت جغرافیایی: میمند در ۳۸ کیلومتری شمالشرقی شهرستان شهربابک در عرض ۳۰ درجه و ۱۶ دقیقه و طول ۵۵ درجه و ۲۵ دقیقه قراردارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۲۲۴۰ متر و وسعت آن ۴۲۰ کیلومترمربع است این روستا بین شهرهای یزد، کرمان و شیراز قرار دارد. میمند در دهستانمیمند، در شهرست...
عکس های مسافرت شهریور ۱۳۹۲
سلام گل پسر زیبای مامان خدایا بابت همچین پسری روزی هزار بار شکرت آرتین شیطون کف ماشین مشغول بازی سفرمون با یکم تغییرات شروع شد خاله سمانه نتونست مرخصی بگیره و مامان جون و بابا حاجی و دایی علیرضا هم نتونستن بخاطر خاله سمانه بیان که حسابی جاشون خالی بود قرار شد اول بریم آباده و بعد تهران و بعد هم مشهد ... که توی مشهد خان دایی و زن دایی آرام و النا بهمون ملحق میشدن پسر مامان فوق العاده بودی مثل همیشه آقا و یه پسر خوب که اصلا اذیتمون نکردی توی سفر البته خوب بعضی جاها خسته میشدی ولی کم نق میزدی سفرمون از آباده خونه خاله کاترین و عمو علی و هلنای زیبا شروع شد و حسابی بهمون خوش...







